تفسیر سورهی اسراء آیهی 111-73

خرید بک لینک

تفسیر سورهی اسراء آیهی 111-73

سورهی اسراء آیهی 111-73

وَإِنْ کَادُوا لَیَفْتِنُونَکَ عَنِ الَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ لِتَفْتَرِیَ عَلَیْنَا غَیْرَهُ وَإِذًا لاتَّخَذُوکَ خَلِیلا (٧٣) وَلَوْلا أَنْ ثَبَّتْنَاکَ لَقَدْ کِدْتَ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئًا قَلِیلا (٧٤) إِذًا لأذَقْنَاکَ ضِعْفَ الْحَیَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَکَ عَلَیْنَا نَصِیرًا (٧٥) وَإِنْ کَادُوا لَیَسْتَفِزُّونَکَ مِنَ الأرْضِ لِیُخْرِجُوکَ مِنْهَا وَإِذًا لا یَلْبَثُونَ خِلافَکَ إِلا قَلِیلا (٧٦) سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَکَ مِنْ رُسُلِنَا وَلا تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِیلا (٧٧) أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّیْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُودًا (٧٨) وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَکَ عَسَى أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَحْمُودًا (٧٩) وَقُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطَانًا نَصِیرًا (٨٠) وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا (٨١) وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلا خَسَارًا (٨٢) وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الإنْسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ کَانَ یَئُوسًا (٨٣) قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِیلا (٨٤) وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَمَا أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلا قَلِیلا (٨٥) وَلَئِنْ شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ ثُمَّ لا تَجِدُ لَکَ بِهِ عَلَیْنَا وَکِیلا (٨٦) إِلا رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ إِنَّ فَضْلَهُ کَانَ عَلَیْکَ کَبِیرًا (٨٧) قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الإنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ کَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیرًا (٨٨) وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِی هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَکْثَرُ النَّاسِ إِلا کُفُورًا (٨٩) وَقَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأرْضِ یَنْبُوعًا (٩٠) أَوْ تَکُونَ لَکَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِیلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأنْهَارَ خِلالَهَا تَفْجِیرًا (٩١) أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ کَمَا زَعَمْتَ عَلَیْنَا کِسَفًا أَوْ تَأْتِیَ بِاللَّهِ وَالْمَلائِکَةِ قَبِیلا (٩٢) أَوْ یَکُونَ لَکَ بَیْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِی السَّمَاءِ وَلَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِیِّکَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَیْنَا کِتَابًا نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّی هَلْ کُنْتُ إِلا بَشَرًا رَسُولا (٩٣) وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَنْ یُؤْمِنُوا إِذْ جَاءَهُمُ الْهُدَى إِلا أَنْ قَالُوا أَبَعَثَ اللَّهُ بَشَرًا رَسُولا (٩٤) قُلْ لَوْ کَانَ فِی الأرْضِ مَلائِکَةٌ یَمْشُونَ مُطْمَئِنِّینَ لَنَزَّلْنَا عَلَیْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ مَلَکًا رَسُولا (٩٥) قُلْ کَفَى بِاللَّهِ شَهِیدًا بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ إِنَّهُ کَانَ بِعِبَادِهِ خَبِیرًا بَصِیرًا (٩٦) وَمَنْ یَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَنْ یُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِیَاءَ مِنْ دُونِهِ وَنَحْشُرُهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَى وُجُوهِهِمْ عُمْیًا وَبُکْمًا وَصُمًّا مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ کُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِیرًا (٩٧) ذَلِکَ جَزَاؤُهُمْ بِأَنَّهُمْ کَفَرُوا بِآیَاتِنَا وَقَالُوا أَئِذَا کُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِیدًا (٩٨) أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ قَادِرٌ عَلَى أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُمْ وَجَعَلَ لَهُمْ أَجَلا لا رَیْبَ فِیهِ فَأَبَى الظَّالِمُونَ إِلا کُفُورًا (٩٩) قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِکُونَ خَزَائِنَ رَحْمَةِ رَبِّی إِذًا لأمْسَکْتُمْ خَشْیَةَ الإنْفَاقِ وَکَانَ الإنْسَانُ قَتُورًا (١٠٠) وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَى تِسْعَ آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ فَاسْأَلْ بَنِی إِسْرَائِیلَ إِذْ جَاءَهُمْ فَقَالَ لَهُ فِرْعَوْنُ إِنِّی لأظُنُّکَ یَا مُوسَى مَسْحُورًا (١٠١) قَالَ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا أَنْزَلَ هَؤُلاءِ إِلا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ بَصَائِرَ وَإِنِّی لأظُنُّکَ یَا فِرْعَوْنُ مَثْبُورًا (١٠٢) فَأَرَادَ أَنْ یَسْتَفِزَّهُمْ مِنَ الأرْضِ فَأَغْرَقْنَاهُ وَمَنْ مَعَهُ جَمِیعًا (١٠٣) وَقُلْنَا مِنْ بَعْدِهِ لِبَنِی إِسْرَائِیلَ اسْکُنُوا الأرْضَ فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الآخِرَةِ جِئْنَا بِکُمْ لَفِیفًا (١٠٤) وَبِالْحَقِّ أَنْزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلا مُبَشِّرًا وَنَذِیرًا (١٠٥) وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُکْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِیلا (١٠٦) قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا یُتْلَى عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلأذْقَانِ سُجَّدًا (١٠٧) وَیَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ کَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولا (١٠٨) وَیَخِرُّونَ لِلأذْقَانِ یَبْکُونَ وَیَزِیدُهُمْ خُشُوعًا (١٠٩) قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَنَ أَیًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الأسْمَاءُ الْحُسْنَى وَلا تَجْهَرْ بِصَلاتِکَ وَلا تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلا (١١٠) وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَکَبِّرْهُ تَکْبِیرًا (١١١)

این واپسین درس سوره اسراء است. این درس بر محوراصلی سوره میچرخد،که خودپیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم موضعگیری مردمان در برابر او، و قرآنی استکه آن را با خود به ارمغان آورده است، و این قرآن چه ویژگیهائی دارد.

این درس اشاره دارد به تلاشها و پویشهائیکه مشرکان با پیغمبر (ص)داشتند تا او را از برخی از چیزهائیکه خدا بر او نازل فرموده بود برگردانند، و وی را از مکه اخراجکنند. این درس اشاره میکند به محافظت خدا از پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و مصونکردن او از دستکشیدن از برخی از آنچه بر او نازلگردیده بود، و پائیدن و نگاهداری او از اینکه بتوانند او را هلاک و نابودکنند و از روی زمین برکنند. زیراکه خداوند متعال مقدر فرموده بود و میدانستکه باید بدیشان مهلت و فرصت داد و ایشان را همچون ملتهای پیشین با عذاب نابود و ریشهکن نساخت. اگر آنان پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم را اخراج میکردند، هلاک و نابودی برابر سنت و قانون خدا که تغییرناپذیر است وگریبانگیرکسانی شده است که پیغمبران خود را از میان خویش اخراج کردهاند، گریبانگیر اینان هم میگردید و دمار از روزگارشان بیرون میاورد.

بدین خاطر به پیغمبر (ص)دستور داده میشود به راه خود ادامه دهد. نماز خود را بخواند. قرآن خود را تلاوتکند. با دعا و زاری از خدا درخواستکندکه او را صادقانه به هرکاری وارد کند، و صادقانه از آن بیرون آورد و چنانکندکه خط اصلی او در آغاز و در انجام همه چیز راستی و درستی باشد، و از جانب خود قدرتی بدو عطاء فرمایدکه در امر حکومت بر دوستان و اظهار حجت در برابر دشمنان برایش یار و مددکار باشد. همچنین اعلان بکندکه حق فرارسیده است و باطل از میان رفته است و نابودگشته است. این ارتباط با خدا اسلحه او است، اسلحهایکه او را از فتنه و آشوب و برگشتن ازآیات و احکامی مصون میدارد، و پیروزی و قدرت و تسلط را برای او تضمین میکند. آنگاه ازوظیفه قرآن سخن میرود و به عنوان شفا و رحمت برای معتقدان بدان، و عذابه و بلا برای تکذیب آن معرفی میشود. تکذیبکنندگان قرآن در دنیا به سبب آنگرفتار عذاب و ناراحتی خواهند بود، و در آخر به سبب آن به عقابگرفتار میآیند.

به مناسبت رحمت و عذاب، روند قرآنی چیزی از صفت انسان را در دو حالت رحمت و عذاب ذکر میکند. انسان وقتیکه در نعمت غوطهور است سرمست و مغرورمیگرددوازحقوحقیقت سرپیچی میکند ورویگردان میشود، ودروقتگرفتار آمدن به بلا و مصیبت، مایوس و ناامید میگردد. بر این مساله پیروی میزندکه در آن تهدید نهانی است، تهدیدیکه با رهاکردن انسان و آزادگذاشتن او در انجام هرکاری که برابر سرشت خود خواهد بدان دست بیازد و بدان بپردازد، تا در اخرت به جزا و سزای خود برسد.

همچنین مقرر میدارد که دانش انسان بسی اندک و ناچیز است. این هم به مناسبت پرسش از روح گفته میشود. روح غیبی از غیبهای یزدان است، و در توان انسان نیست که آن را درک و فهم کند ... دانش یقین آن چیزی است که خدا بر پیغمبرخود (ص)نازل فرموده است. این هم از لطف و فضل خدا در حق او است. اگر خدا میخواست این لطف و فضل را بازمیگرفت و از میان می برد بدون این که کسی پیگرد او شود. اما این لطف و فضل و مهر و مرحمت خدا بر پیغمبر خود (ص)است.

سپس ذکرگردیده است که این قران معجزه اسلام است و انسان و جن نمیتوانند مثل ان را بیاورند و ارائه دهند هرچند گردهم ایند و متحد شوند و یکدیگر را پشتیبانی کنند و یاری دهند. در قران یزدان جهان دلائل هدایت و انواع و اقسامی از ان دلائل را در قران گنجانده است تا هر عقلی و هردلی را مخاطب قرار دهند ... این قران برای کافران قریش سودی به همراه نیاورد و برایشان سودمند نیفتاد. انان از پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم حوارق عادات و معجزات مادی ساده و طلب میکردند، از قبیل: منفجر کردن و برجوشاندن چشمهها در زمین، یا درخواست اینکه خانهای از طلا و نقره و زر و زیور داشته باشد. همچنین زحمت دادند و بر رنج خود افزودند و چیزهاتی را درخواست نمودند که از ویژگیهای انسانها نیست. مثل پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم جلو چشمان ایشان به سوی اسمان پرواز کند و بالا برود و یک کتاب مادی را برای ایشان بیاورد تا ان را بخوانند. یا این که تکهها و قطعههایی از اسمان را بر سرشان فرود اورد که ایشان را بکشد. بر زحمت دادن و فقر ورزیدن خود افزودند و درخواست کردند که خدا و فرشتگان را رو در رو بیاورد!

در اینجا روند قرانی صحنهای از صحنههای قیامت را عرضه میدارد، و در ان عاقبتی را به تصویر میکشد که در انتظار ایشان است و سزای این اذیت و ازار، تکذیب آخرت، منکر شدن رستاخیز و زندگی دوبارهای استکه آنان پس از تبدیل به استخوانهای پوسیده و فرسوده،خواهند داشت.

روند قرآنی پیشنهادهای رنجافزا و سرزنشگرانه ایشان را به تمسخر میگیرد، و بدیشان میگویدکه اگر آنان گنجوران رحمت خدا میبودند، باز هم بخل و تنگچشمی میکردند و از ترس تمام شدن و به پایان آمدن خزینهها وگنجینههائیکه تمام ناشدنی و پایانناپذیر است دست نگاه میداشتند و هزینه نمیکردند و نمیبخشیدند! آنان با این وجود در مرز و حدی نمیایستند در آنچه میطلبند و پیشنهاد میکنند! به مناسب درخواست خوارق عادات و معجزاتیکه دارند، خوارق عادات و معجزات موسی را به یادشان میآورد، خوارق عادات و معجزاتیکه موسی آنها را ارائه داد و فرعون و قوم فرعون آنها را تکذیبکردند، و خداوند ایشان را برابر سنت و قانون نابودسازی تکذیبکنندگان نابود فرمود:

این قرآن معجزه

+ نوشته شده در ساعت توسط مسلمان  | 

تفاسیر قرآن...

ما را در سایت تفاسیر قرآن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: جمعه 2 دی 1401 ساعت: 19:05

صفحه بندی